در روز جاری جات خیلی خالی بود . حرفت بین حرفام بود ولی خودتم کاش بودی اصن پشت بوفه بدون تو صفا نداشت میدونی کلی خداروشکر کردم که با هم فارق التحصیل شدیم وگرنه اون دانشگاه بدون تو مرگ بود حالاشم مرگه ها ولی خو اگه تنهایی دانشگاه رو گز میکردم اونم بدون امید دیدنت ... همش چشمم به اطراف بود میدونم دیگه نیستیا میدونم رفتی ولی خب هر چی باشه خاطراتت که هست ! امروز همه جاهایی ک حتی گذری ازش رد شدیم رو با دقت نگاه کردم اثری ازت نبود جاهایی ک نشستیمم رفتم یه چند لحظه
برچسب:
نویسنده: آرتین کریمیپور